چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۵
وحدتِ حقیقی گرد آمدن بر مدار توحید است / نقدِ دلسوزانه مایهٔ اصلاح است نه تفرقه

حوزه/ استاد مدعو دانشکده معارف اسلامی دانشگاه امام صادق(ع) گفت: وحدتِ حقیقی، گرد آمدن بر مدار حقیقت توحید، عدالت و کرامت انسانی است و نقدِ دلسوزانه، مایهٔ اصلاح است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، دکتر سید مهدی سید طباطبایی استاد مدعو دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در حوزه مدیریت و حکمرانی اسلامی، در گفت‌وگویی تفصیلی به تبیین مفهوم عمیق‌تری از وحدت اسلامی پرداخت و اظهار کرد: مفهوم وحدت اسلامی را نباید صرفاً به همزیستی مذهبی محدود کرد؛ بلکه وحدت در منطق اسلامی، یعنی گرد آمدن انسان‌ها حول یک حقیقت مشترک، برخلاف جامعه غربی که بر پایه منافع فردی و موقت شکل می‌گیرد.

این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت بنیادین انسان‌شناسی اسلامی و مدرنیته غربی گفت که در نگاه اسلام، انسان بنده خدا و موجودی مسئول و رو به کمال است؛ در حالی‌که در تمدن مادی غرب، انسان خودبنیاد تعریف می‌شود و خود را معیار نهایی خیر و شر می‌داند. به گفته سید طباطبایی، همین تفاوت مبنایی است که وحدت اسلامی را از ائتلاف‌های موقت غربی متمایز می‌کند؛ چراکه در جامعه اسلامی، افراد نه براساس منافع زودگذر، بلکه براساس ایمان، مسئولیت تاریخی و اخوت واقعی به هم پیوند می‌خورند.

وی با تشریح مفهوم ولایت، آن را پیوندی حقیقی دانست که کثرت انسان‌ها را در مسیر کمال، عدالت و عبودیت الهی هم‌جهت می‌کند. به باور این پژوهشگر حوزه مدیریت و حکمرانی، امام در جامعه اسلامی، محور جهت‌دهنده جامعه است، نه رئیس یک جریان سیاسی. ولایت، جامعه را به سوی خدا، عدالت و رشد امت دعوت می‌کند؛ در حالی‌که در نظام‌های غربی، با وجود ظاهر دموکراتیک، غالباً شبکه‌های قدرت و سرمایه، افکار عمومی را شکل می‌دهند و انتخاب مردم در چارچوبی از پیش تعیین‌شده محدود می‌ماند.

سید طباطبایی با تأکید بر جایگاه فعال مردم در جامعه ولایی، خاطرنشان کرد: این جامعه، جامعه انسان‌های بیدار است، نه توده‌های بی‌خبر. اسلام از مردم می‌خواهد که بفهمند، مطالبه کنند و در برابر سرنوشت خود و جامعه احساس تکلیف داشته باشند.

وی افزود: این ویژگی، جامعه اسلامی را از الگوی رایج غربی متمایز می‌کند؛ جایی که انسان، هرچند از آزادی سخن می‌گوید، اغلب اسیر امواج رسانه‌ای، تبلیغات و مصرف‌گرایی می‌شود.

این استاد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به رابطه نقد و وحدت پرداخت و تصریح کرد که نقد دلسوزانه، دشمن وحدت نیست؛ بلکه ضامن سلامت جامعه است.

وی با ذکر مرز روشنی میان نقد و تخریب گفت: نقد، مسئله را دقیق بیان می‌کند و راه اصلاح را نشان می‌دهد؛ اما تخریب، از هر ضعف، تصویری از بن‌بست مطلق می‌سازد و به یأس و بی‌اعتمادی عمومی دامن می‌زند.

به گفته وی، این دقیقاً همان رویکردی است که رسانه‌های وابسته به تمدن سلطه در قبال ایران عزیز دنبال می‌کنند. این رسانه‌ها دلسوز مردم ایران نیستند و هدف آنان، فرسایش روحیه ملت است، نه اصلاح امور.

سید طباطبایی همچنین با اشاره به آسیب دوقطبی‌سازی‌های کاذب در فضای سیاسی، این پدیده را یکی از ابزارهای مهم مدیریت افکار عمومی در سیاست مدرن غرب دانست که با ایجاد نزاع‌های نمایشی، ذهن مردم را از مسائل اصلی منحرف می‌کند.

وی تأکید کرد: جامعه‌ای که توان خود را در دعواهای داخلی صرف کند، از ساختن بازمی‌ماند. وحدت بر مدار امام یعنی جامعه معیار خود را از هیجانات رسانه‌ای نگیرد و خط اصلی را در میان انبوه جدال‌های ساختگی گم نکند.

این استاد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در ادامه، مسئولیت مضاعف مسئولان در حفظ انسجام اجتماعی را یادآور شد و گفت که هر تصمیم اقتصادی و اجتماعی باید پیوست اجتماعی داشته باشد و اثر آن بر اعتماد، امید و آرامش مردم سنجیده شود.

به گفته وی، دولت اسلامی باید مردم را نقش‌آفرینان اصلی اداره کشور بداند و ظرفیت جوانان، دانشگاهیان، کارآفرینان، معلمان، پرستاران و بانوان خانه‌دار را به‌عنوان سرمایه اصلی کشور فعال کند؛ نه اینکه صرفاً از پشت درهای بسته تصمیم‌گیری کند.

وی در بخش پایانی سخنان خود به بازتعریف مفهوم پیشرفت پرداخت و با انتقاد از تقلیل پیشرفت به رشد مادی و مصرف بیشتر، گفت که تمدن غرب با وجود دستاوردهای عظیم فناورانه، نتوانسته انسان را از تنهایی، افسردگی، فروپاشی خانواده و بحران هویت نجات دهد. به باور سید طباطبایی، پیشرفت در نگاه اسلامی، رشد همه‌جانبه انسان است؛ رشدی که اقتصاد، فرهنگ، خانواده، علم و معنویت را در کنار هم و نه در تقابل با هم می‌بیند.

این استاد حوزه مدیریت و حکمرانی، سخنان خود را با این جمع‌بندی به پایان برد که امروز جامعه بشری در برابر دو راه قرار دارد: راهی که انسان را در مدار فردگرایی، مصرف و بی‌معنایی رها می‌کند، و راهی که انسان را بنده خدا، مسئول در برابر جامعه و اهل ساختن می‌خواهد.

به گفته وی، جامعه اسلامی اگر به حقیقت خود بازگردد، می‌تواند الگویی زنده از راه دوم باشد. الگویی که در آن نقد، مطالبه‌گری و اختلاف نظر، همه در خدمت اصلاح و ساختن «ایران هرچه قوی‌تر» قرار می‌گیرند، نه در خدمت تفرقه و فروپاشی اعتماد عمومی.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha